مات کردن
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(کَ دَ) (مص م.)<BR>۱- سرگردان کردن.<BR>۲- مغلوب کردن شاه در بازی شط رنج.<br>
فرهنگ فارسی معین
(کَ دَ) (مص م.) ۱- سرگردان کردن. ۲- مغلوب کردن شاه در بازی شط رنج.
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
مات کردن . [ ک َ دَ ] (مص مرکب ) سرگشته و حیران کردن و مشوش نمودن . (ناظم الاطباء). مبهوت کردن . (یادداشت به خط مرحوم دهخدا). ◄ مغلوب کردن و بیچاره نمودن شاه شطرنج . (ناظم الاطباء). بردن از حریف در شطرنج . شاه شطرنج را از هرنوع حرکت بازداشتن . (یادداشت به خط مرحوم دهخدا).
مترادف و متضاد واژهدان
به تعجبواداشتن، شگفتزده کردن، مبهوت کردن، بهتزده کردن حیران کردن، حیرتزده کردن، متحیر کردن، سرگردان کردن عاجز کردن، درمانده کردن در تنگنا قرار دادن (حریف) از حرکت بازداشتن (مهره شاه حریف درشطرنج)، شهمات