مؤتمن
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(مُ تَ مَ) [ ع. ] (ص مف.) اعتماد کرده شده، امین.<br>
فرهنگ فارسی معین
(مُ تَ مِ) [ ع. ] (ص.) اعتماد کننده.
(مُ تَ مَ) [ ع. ] (ص مف.) اعتماد کرده شده، امین.
فرهنگ املایی واژهدان
واژه ثبتشده در فرهنگ املایی
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(مُ تَ مَ) [ ع. ] (ص مف.) اعتماد کرده شده، امین.<br>
فرهنگ فارسی معین
(مُ تَ مِ) [ ع. ] (ص.) اعتماد کننده.
(مُ تَ مَ) [ ع. ] (ص مف.) اعتماد کرده شده، امین.
فرهنگ املایی واژهدان
واژه ثبتشده در فرهنگ املایی