واژه جو

مأیوس کردن

/vâže/

فرهنگ طیفی واژه‌دان

امیدی باقی نگذاشتن، نومید کردن، آیه یأس خواندن، آب پاکی بر دست کسی ریختن، ناکام گذاشتن دل شکستن

مترادف‌ها و واژه‌های مرتبط

معنی مأیوس کردن | واژه جو