لکلک
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(لَ لَ) (اِ.) = لکلکه:<BR>۱- سخنان هرزه و یاوه.<BR>۲- پرندهای است با پاهای بلند و گردن دراز که در جاهای بلند لانه درست میکند و خزندگان و حشرات را شکار میکند.<br>
(لِ لِ) (اِ.) = لکلکه: چوبکی است که بر دول آسیا طوری نصب کنند که چون آسیا به گردش درآید، سر آن چوب حرکت کند و به دول خورد و دول را بجنباند و دانه به تندی در گلوی آسیا ریزد.<br>