لولا
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(لُ) (اِ.) قطعهای فلزی که در یا پنجره را به چهارچوبه وصل کند.<br>
فرهنگ فارسی معین
(لُ) (اِ.) قطعهای فلزی که در یا پنجره را به چهارچوبه وصل کند.
(لُ) [ ع. ] (حر.) اگر نه.
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
لولا. [ ل َ / ل ُ ] (اِ) لولب آهنی که وسیله ٔ اتصال لنگرهای در به چهارچوب و گشاد و بند در است . - لولای توهمی ؛ نوعی از لولا که جفتهااز یکدیگر جدا نگردند. - لولای چاکدار ؛ نوعی لولا که دو قسمت متحرک آن از یکدیگر جدا گردد. مقابل لولای درنیا و لولای توهمی . - لولای درنیا ؛ نوعی از لولا که دو قسمت متحرک آن از یکدیگر جدا نشود.
لولا. [ ل َ / لُو ] (هندی، اِ) به هندی سپستان است . (تحفه ٔ حکیم مؤمن ).
لولا. [ ل َ / لُو ] (اِ) غلیواج باشد و آن را خاد و زغن نیز گویند. (جهانگیری ).
مترادف و متضاد واژهدان
بند، مفصل زغن سپستان
واژگان قرآن
نَحْنُ خَلَقْنَاکُمْ فَلَوْلا تُصَدِّقُونَ «لولا» به اصطلاح براى تحضیض و تحریک بر انجام کارى است، و به گفته بعضى، در اصل، مرکب از «لم» و «لا» بوده که معناى سؤال و نفى را مى رساند، و سپس «میم» تبدیل به «واو» شده، این واژه در جایى به کار مى رود که فرد یا افرادى در انجام کارى مسامحه مى کنند و به آنها گفته مى شود: چرا چنین و چنان نمى کنید؟(32)