واژه جو

لوع

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

لوع . [ ل َ ] (ع مص ) لَوعَة. سوختن دوستی دل کسی را و بیمار ساختن . (منتهی الارب ). اندوه و محبت عشق دل را بسوختن . (زوزنی ) (تاج المصادر). ◄ سوزش عشق . (منتخب اللغات ). ◄ بددل گردیدن . ◄ حریص و بدخوی گشتن . ◄ برگردانیدن آفتاب گونه ٔ چیزی را. (منتهی الارب ).

معنی لوع | واژه جو