واژه جو

لوخی

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

لوخی . (اِخ )دهی از دهستان مرکزی بخش فریمان شهرستان مشهد، واقعدر ٢٣هزارگزی جنوب فریمان و هشت هزارگزی خاوری راه مالرو عمومی فریمان به پاقلعه . کوهستانی و معتدل . دارای ٩٣ تن سکنه . آب آن از قنات . محصول آنجا غلات، چغندر و بنشن . شغل اهالی زراعت، راه آن مالرو و در تابستان اتومبیل رو است . (از فرهنگ جغرافیائی ایران ج ٩).

معنی لوخی | واژه جو