لوح/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهلغتنامه دهخدالغتنامه دهخدا(لَ) [ ع. ] (اِ.)<BR>۱- هرچه پهن باشد.<BR>۲- تختة چوب و جز آن. ج. الواح.<br>واژه قبلی: لوث کردنواژه بعدی: لوح ناخوانده