واژه جو

لعاب شمس

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

لعاب شمس . [ ل ُ ب ِ ش َ ] (ترکیب اضافی، اِ مرکب ) ریق الشیاطین . چیزی که چون تار عنکبوت در صحراها گرمگاهان در هوا دیده شود. آنچه گرمگاه بینند از خورشید چون تار عنکبوت . (منتهی الارب ). خیط باطل . مخاط شمس . مخاط شیطان . آنچه گرمگاه بینند از او چون فرت و تار عنکبوت . سهام . ◄ کنایه از سراب و آن زمین خشکی باشد که از دور مثل آب نماید. (آنندراج ).

معنی لعاب شمس | واژه جو