واژه جو

لسم

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

لسم . [ ل َ س َ ] (ع مص ) چشیدن . ◄ خاموش بودن از درماندگی در سخن و عجز نه از خردمندی . ◄ پیوسته بودن به راهی . ◄ لازم گرفتن . (منتهی الارب ).

معنی لسم | واژه جو