واژه جو

لبلة

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

لبلة. [ ل َ ل َ ] (اِخ ) نام قصبه ای به ناحیتی از اندلس، واقع در غربی قرطبه و شرقی اکشونیةو میان آن تا قرطبة از راه اشبیلیة چهل و چهار فرسخ است و آن ناحیتی بری و بحری است دارای ثمر و زرع و شجر بسیار و زمین آن را بر دیگر زمینها مزیتی است و آن را شهرها باشد. و لبلة را لبلة الحمراء خوانند و از آنجا جنطیانا که از عقاقیر داروئیان و عطاران است آرند. (معجم البلدان ).

معنی لبلة | واژه جو