لب به لب
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(لَ. بِ. لَ) (ص مر.) پر، مملو.<br>
فرهنگ فارسی معین
(لَ. بِ. لَ) (ص مر.) پر، مملو.
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
لب به لب . [ ل َ ب ِ ل َ ] (ص مرکب ) (در تداول عوام ) لبالب . پر تا لبه . مالامال . پر. رجوع به لبالب شود : پی دشمنان پخت آشی عجب ز ماهیچه دکان شده لب به لب . میرزا طاهر وحید (در توصیف شمشیرگر، از آنندراج ). - لب به لب شدن ؛ پر شدن . مالامال شدن .