واژه جو

لایباع

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

لایباع . [ ی ُ ] (ع جمله ٔ فعلیه، ص مرکب ) (از: لا + یباع ) نافروختنی . که فروخته نمیشود : کنم دفتر عمر وقف قناعت نویسم به هر صفحه ای لایباعی . خاقانی .

معنی لایباع | واژه جو