لامز
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
لامز. [ م ِ ] (ع ص ) نعت فاعلی از لمز به معانی آشکار شدن پیری و اشاره کردن به چشم و مانند آن و عیب کردن و زدن و دور کردن و سپوختن . (از منتهی الارب ).
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
لامز. [ م ِ ] (ع ص ) نعت فاعلی از لمز به معانی آشکار شدن پیری و اشاره کردن به چشم و مانند آن و عیب کردن و زدن و دور کردن و سپوختن . (از منتهی الارب ).