واژه جو

لاحی

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

لاحی . (ع ص ) نعت فاعلی از لحی بمعانی پوست از درخت باز کردن و نکوهیدن کسی را. (از منتهی الارب ). پوست کن . پوست باز کننده .

معنی لاحی | واژه جو