واژه جو

قیربون

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

قیربون . [ ق َ رَ ] (اِخ ) بزرگترین شهر در سرزمین مکران مشتمل بر روستاهاست فانیذ آن بهمه ٔ دنیا صادر میگردید. (از معجم البلدان ).

معنی قیربون | واژه جو