واژه جو

قیراسفهسلار

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا

(اِ فَ سَ) [ تر - فا. ] (اِمر.) محافظ سرحد مملکت و آن ظاهراً عنوانی بوده مثل «قیرخان» و مانند آن.<br>

فرهنگ فارسی معین

(اِ فَ سَ) [ تر - فا. ] (اِمر.) محافظ سرحد مملکت و آن ظاهراً عنوانی بوده مثل «قیرخان» و مانند آن.

معنی قیراسفهسلار | واژه جو