واژه جو

قوشوق

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

قوشوق . [ ق ُ ] (اِخ ) دهی است از دهستان دیکله ٔ بخش هوراند شهرستان اهر، سکنه ٔ آن ١٠٧ تن . آب آن از چشمه . محصول آن غلات . شغل اهالی زراعت و گله داری و صنایع دستی زنان آنجا گلیم بافی است .راه مالرو دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ٤).

معنی قوشوق | واژه جو