واژه جو

قواهر

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا

(قَ هِ) [ ع. ] (ص. اِ.) شیخ اشراق آن چه را که مشائیان عقل گفته‌اند نور قاهر نامیده‌است. کلمة قواهر که جمع قاهر است به طور مطلق بر عقول اعم از طولیة مترتبه و عرضیة متکافئه اطلاق شده‌است و هرگاه با قید سافله ذکر شود مراد عقول متکافئه‌است و هرگاه با جمله و قید اعلون (القواهرالاعلون) گفته شود مراد عقول مرتبة طولیه‌است. ج. قاهر و قاهره.<br>

معنی قواهر | واژه جو