واژه جو

قمهد

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

قمهد. [ ق ُ هَُ ] (ع ص ) مقیم و ثابت که از جای نرود. (منتهی الارب ). الذی لایبرح . (اقرب الموارد).

قمهد. [ ق َ هََ ] (ع ص ) ناکس فرومایه . ◄ بداصل زشت روی . (منتهی الارب ) (اقرب الموارد).

معنی قمهد | واژه جو