واژه جو

قلم

/vâže/

فرهنگ فارسی معین

(قَ لَ) [ معر - یو. ] (اِ.) ۱- هر ابزاری که با آن بنویسند. ۲- نی تراشیده که با آن بنویسند. ؛ ~ به تخم چشم زدن کنایه از: کار نویسندگی یا قلم زنی کردن.

مترادف‌ها و واژه‌های مرتبط

معنی قلم | واژه جو