قلع/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهلغتنامه دهخدالغتنامه دهخدا(~.) [ ع. قلعی ] (اِ.) ارزیز؛ فلزی است قابل تورق، نرم و نقرهای رنگ.<br>مترادفها و واژههای مرتبطاخراج، تباهی، ریشهکن کردن، سرکوبی، سرنگونی، عزل، کندنواژه قبلی: قلزمواژه بعدی: قلعه