قلعه جوق
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
قلعه جوق . [ ق َ ع َ ] (اِخ ) دهی است از دهستان کلیائی بخش سنقر کلیائی شهرستان کرمانشاهان، واقع در ١٥ هزارگزی شمال سنقر و ٤هزارگزی باختر راه فرعی سنقر به گردکانه . موقع جغرافیایی آن دامنه و هوای آن سردسیری است . سکنه ٔ آن ٣٨٠ تن است . آب آن از رودخانه و رود و محصول آن غلات، حبوب، توتون، انگور، قلمستان، و شغل اهالی زراعت و صنایع دستی زنان قالیچه، جاجیم و پلاس بافی است . در تابستان میتوان اتومبیل برد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ٥).
قلعه جوق . [ ق َ ع َ ] (اِخ ) دهی است از دهستان بابک بخش حومه ٔ شهرستان تربت حیدریه، واقع در ٢٨هزارگزی شمال باختری تربت حیدریه و ١٥هزارگزی شمال شوسه ٔ عمومی تربت به کاشمر. موقع جغرافیایی آن تپه ماهور و هوای آن سردسیری است . سکنه ٔ آن ١٠٢٣ تن است . آب آن از قنات و محصول آن غلات پنبه، شغل اهالی زراعت و کرباس بافی است . راه مالرو دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ٩).
قلعه جوق . [ ق َ ع َ ] (اِخ ) دهی است از بخش هرسین شهرستان کرمانشاهان، واقع در ٨هزارگزی شمال خاوری هرسین، مابین زازرم و حسن بقعه . موقع جغرافیایی آن کوهستانی و هوای آن سردسیری است . سکنه ٔ آن ١٠٠ تن است . آب آن از قنات و محصول آن غلات و شغل اهالی زراعت است . راه مالرو دارد و در تابستان از کهریز اتومبیل میتوان برد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ٥).