قلعه تل
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
قلعه تل . [ ق َ ع َ ت َ ] (اِخ ) ده کوچکی است از دهستان جاوید بخش فهلیان و ممسنی شهرستان کازرون، واقع در ١٢هزارگزی خاور فهلیان و ٣هزارگزی خاور شوسه ٔ بهبهان به کازرون . سکنه ٔ آن ٣٠ تن است . (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ٧).
قلعه تل . [ ق َ ع َ ت َ ] (اِخ ) قصبه ٔ مرکزی دهستان قلعه تل بخش جانکی گرمسیر شهرستان اهواز، واقع در ١٢هزارگزی شمال باغ مالک، کنار راه اتومبیل رو هفتگل به ایذه . موقع جغرافیایی آن کوهستانی و هوای آن معتدل مالاریایی است، سکنه ٔ آن در حدود ٨٠٠ تن است . آب آن از چشمه و قنات و چاه و محصول آن غلات، میوه و شغل اهالی زراعت . راه اتومبیل رو دارد و ساکنین از طایفه ٔ چهارلنگ بختیاری هستند. این ده دبستان و از آثار قدیمه قلعه خرابه هایی دارد که در روی سنگهای آن صورتهائی نقش شده است . (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ٦).
قلعه تل . [ ق َ ع َ ت َ ] (اِخ ) نام یکی از دهستانهای بخش جانکی گرمسیر شهرستان اهواز است . این دهستان بین دهستانهای ابوالعباس، باغ ملک و جنوب بخش ایذه واقع است . موقع طبیعی دهستان کوهستانی و هوای آن معتدل و مالاریایی است . این دهستان از ١٧ آبادی بزرگ و کوچک تشکیل شده و جمعیت آن در حدود ٣٥٠٠ تن میباشد. و قراء مهم آن عبارتند از: تکیه، بی بی گل و مرده تنبی . مرکز دهستان آبادی قلعه تل و آب مصرفی آن ازچشمه و چاه و قنات تأمین می گردد و محصول آن غلات، برنج، میوه جات و بلوط و شغل عمده ٔ مردان زراعت و گله داری است . راه های دهستان مالرو است و ساکنین از طایفه ٔ بختیاری هستند. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ٦).