واژه جو

قعاصی

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

قعاصی . [ ق ِ / ق ُ ] (ص نسبی ) نسبت است به قعاص . (اللباب ). رجوع به قعاص شود.

قعاصی . [ ق ِ / ق ُ ] (اِخ ) یحیی بن هانی بن عروة کوفی . از اشراف عرب و از راویان است . وی از عبدالحمیدبن محمود و جز ایشان روایت کند و شبه و ثوری ازاو روایت دارند. او مردی ثقه بوده است . (اللباب ).

معنی قعاصی | واژه جو