قصیل
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(قَ) [ ع. ] (اِ.)<BR>۱- هرآنچه از کشت مانند بوتة جو که سبز آن درو شود برای خوراک چهارپایان.<BR>۲- جماعت، گروه.<br>
فرهنگ فارسی معین
(قَ) [ ع. ] (اِ.) ۱- هرآنچه از کشت مانند بوته جو که سبز آن درو شود برای خوراک چهارپایان. ۲- جماعت، گروه.
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
قصیل . [ ق َ ] (ع اِ)آنچه سبز بریده شود از کشت . (منتهی الارب ). علف جو که سبز بریده شود برای چارپایان، و آن را قصیل نامند زیرا که از سستی به زودی بریده و قطع میشود، و فقیهان زرع را قبل از ادراک قصیل نامند به طور مجاز. (اقرب الموارد از المعرب ). عوام، در قم و اطراف آن را خصیل گویند. ◄ جماعت و گروه . (منتهی الارب ).