قصملة
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
قصملة. [ ق َ م َ ل َ ] (ع اِ) کرمک دندان خوار. ◄ باقی مانده ٔ آب و مانند آن . (اقرب الموارد) (منتهی الارب ).
قصملة. [ ق َ م َ ل َ ] (ع مص ) سخت گزیدن . ◄ گام نزدیک نهادن و رفتن . ◄ سخت خوردن . ◄ همگی طعام را خوردن . ◄ بر زمین افکندن کسی را. ◄ بریدن چیزی . ◄ بیمار قُصْمُل گردیدن شتربچه . (اقرب الموارد) (منتهی الارب ). رجوع به قُصْمُل شود.