قصطل
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
قصطل . [ ق َ طَ ] (ع اِ) قسطل . (اقرب الموارد). رجوع به قسطل شود.
قصطل . [ ق َ طَ ] (معرب، اِ) (از لاطینی کاستانا ) شاه بلوط. رجوع به شاه بلوط شود.
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
قصطل . [ ق َ طَ ] (ع اِ) قسطل . (اقرب الموارد). رجوع به قسطل شود.
قصطل . [ ق َ طَ ] (معرب، اِ) (از لاطینی کاستانا ) شاه بلوط. رجوع به شاه بلوط شود.