قصص
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(قِ صَ) [ ع. ] (اِ.) جِ قصه.<br>
فرهنگ فارسی معین
(قِ صَ) [ ع. ] (اِ.) جِ قصه.
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
قصص . [ ق َ ص َ ] (ع مص ) قَص ّ. (اقرب الموارد). رجوع به قَص ّ شود.
قصص . [ ق َ ص َ ](ع اِ) سینه یا سر آن یا میانه ٔ آن یا استخوان آن . ◄ قصه . ◄ پشم بریده ٔ گوسفند. (اقرب الموارد) (منتهی الارب ). رجوع به قَص ّ شود. ◄ قصص الهُزال ؛ دنوالموت . (اقرب الموارد).
قصص . [ ق ِ ص َ ] (ع اِ) ج ِ قِصّة. (اقرب الموارد) (منتهی الارب ). رجوع به قصة شود.