واژه جو

قشامة

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

قشامة. [ ق ُ م َ ] (ع اِ) قُشام . (اقرب الموارد) (منتهی الارب ). آنچه بماند بر خوان که به هیچ کار نیاید. (مهذب الاسماء). رجوع به قُشام شود.

معنی قشامة | واژه جو