واژه جو

قسیطوس

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

قسیطوس . [ ق ِ ] (معرب، اِ) زنگار باشد و آن معروف است، کانی و عملی هر دو میباشد و بهترین آن کانی است و در مرهم ها به کار برند. (برهان ). زنجار. (تحفه ٔ حکیم مؤمن ). و رجوع به قسیطویس شود.

معنی قسیطوس | واژه جو