واژه جو

قسن

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

قسن . [ ] (اِ) این کلمه در دیوان نظام قاری آمده و معنی آن به تحقیق معلوم نشد : کرته ای پر پنبه گر هست و کمر از قسن بر کردش و چاکش دره . نظام قاری (دیوان البسه ص ٢٥). ... میان قبا به کمر قسن تنگ ببندند. (نظام قاری ص ١٥٣).

معنی قسن | واژه جو