واژه جو

قسنطانی

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

قسنطانی . [ ق ُ س َ نی ی ] (اِخ ) ابوالولیدبن خمیس . از وزیران بنی مجاهد عامری است . (معجم البلدان ).

قسنطانی . [ ق ُ س َ نی ی ] (ص نسبی ) نسبت است به قسنطانة. (معجم البلدان ). رجوع به قسنطانة شود.

معنی قسنطانی | واژه جو