واژه جو

قساسی

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

قساسی . [ ق ُ ] (ص نسبی ) (سیف ...) شمشیر منسوب به کان آهن قساس . (ناظم الاطباء). شمشیری است منسوب به قساس، و هو موضع للحدید بارمینیه . (مهذب الاسماء).

قساسی . [ ق ُ ] (ص نسبی ) نسبت است به قساس . (ناظم الاطباء). رجوع به قُساس شود.

معنی قساسی | واژه جو