واژه جو

قزانچی

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

قزانچی . [ ق َ ] (اِخ ) دهی از دهستان میان دربند بخش مرکزی شهرستان کرمانشاهان واقع در ٢٠ هزارگزی شمال باختری کرمانشاه و دوراهی کردستان به روانسر. موقع جغرافیایی آن دامنه و هوای آن سردسیری است . سکنه ٔ آن ٢٢٠ تن . آب آن از چشمه و محصول آن غلات دیمی و لبنیات . شغل اهالی زراعت است . راه شوسه دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ٥).

معنی قزانچی | واژه جو