واژه جو

قزآباد

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

قزآباد. [ ق ِ ] (اِخ ) دهی از دهستان شهرویران بخش حومه ٔ شهرستان مهاباد واقع در ٣٧هزارگزی شمال خاوری مهاباد و ٨ هزارگزی شمال شوسه ٔ میاندوآب به مهاباد. موقع جغرافیایی آن جلگه و معتدل مالاریایی است . سکنه ٔ آن ١٦٤ تن . آب آن از رودخانه ٔ سیمین . محصول آن غلات، چغندر، توتون، حبوبات . شغل اهالی زراعت و گله داری و صنایع دستی زنان جاجیم بافی است . راه مالرو دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ٤).

معنی قزآباد | واژه جو