قریب/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهلغتنامه دهخدالغتنامه دهخدا(قَ) [ ع. ] (ص. اِ.)<BR>۱- نزدیک.<BR>۲- خویشاوند.<br>مترادفها و واژههای مرتبطحدودپیش، مجاور، نزد، نزدیکخویش، خویشاوند، قوم، وابسته ≠ بعیدواژه قبلی: قرچیواژه بعدی: قریب الوقوع