قروتی شدن
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
قروتی شدن . [ ق ُ ش ُ دَ ] (مص مرکب ) بر هم خوردن . (آنندراج ) (بهار عجم ). صورت نگرفتن کاری . (چراغ هدایت ). - قروتی شدن معامله ؛ بر هم خوردن کار. (آنندراج ) (بهار عجم ) : بهادران چون دیدند معامله قروتی شد برمالیدند. (آنندراج ) (بهار عجم، از نعمت عالی که درباره ٔ محاصره ٔ حیدرآباد گفته است ).