واژه جو

قرناس

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

قرناس . [ ق َ ] (اِخ ) دهی است از دهستان گوکلان بخش مرکزی شهرستان گنبدقابوس در ١٤٠٠٠ گزی شمال خاوری کلاله . موقع جغرافیایی آن کوهستانی جنگلی معتدل مالاریائی . سکنه ٔ آن ١٥٠ تن . آب آن از چشمه سار و محصولات آن برنج، غلات، حبوبات، عسل . شغل اهالی زراعت و گله داری و صنایع دستی زنان بافتن پارچه های ابریشمی و نمدمالی . راه مالرو دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ٣).

معنی قرناس | واژه جو