واژه جو

قرمیش

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

قرمیش . [ ق ِ ] (ع اِ) مردم آمیخته از هر جنس . (منتهی الارب ) (اقرب الموارد). قرمش . و شاید مأخوذ از ترکی قرش مش و قرش میش باشد.

معنی قرمیش | واژه جو