واژه جو

قرموص

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

قرموص . [ ق ُ ] (ع اِ) خانه ٔ زمین کند و گو فراخ درون تنگ دهانه که مردم سرمازده در آن گرم شوند و سرما دفع کند. ◄ جای کوماج نهادن . ◄ جای تخم نهادن کبوتر. (اقرب الموارد) (منتهی الارب ). رجوع به قرمص و قرماص شود.

معنی قرموص | واژه جو