واژه جو

قرق کردن

/vâže/

فرهنگ فارسی معین

(قُ رُ. کَ دَ) [ تر - فا. ] (مص م.) جایی را خلوت کردن و مانع ورود دیگران شدن.

معنی قرق کردن | واژه جو