قرق کردن/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهلغتنامه دهخدالغتنامه دهخدا(قُ رُ. کَ دَ) [ تر - فا. ] (مص م.) جایی را خلوت کردن و مانع ورود دیگران شدن.<br>واژه قبلی: قرقواژه بعدی: قرقاول