واژه جو

قرص

/vâže/

فرهنگ فارسی معین

(قُ) [ ع. ] (اِ.) ۱- آنچه دارای شکلی کمابیش شبیه دایره‌است: قرص ماه. ۲- ماده دارویی جامد قالبی در وزن‌ها و اندازه‌های مختلف.

(قُ رْ) (ص.) (عا.) محکم، استوار.

مترادف‌ها و واژه‌های مرتبط

معنی قرص | واژه جو