واژه جو

قرایا

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

قرایا. [ق َ ] (ع اِ) ج ِ قریه : و کان ذاسطوة... و ثروه ... و ممالیک ... و القرایا و الاملاک . (معجم الادباء یاقوت چ مارگلیوث ج ٢ ص ٥٣). و اعاد علی ّ سهاماً فی ثلث قرایا بالراذان . (معجم الادباء چ مارگلیوث ص ٥٦).

معنی قرایا | واژه جو