واژه جو

قراکول

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

قراکول . [ ق َ ] (اِخ ) در شمال چارجوی است . پوست بره ٔ بخارائی قراکولی معروف است . (الفهرست ) : و جغاتای و اوکتای به تماشای صید قوقو به قراکول آمدند. (جهانگشای جوینی ).

معنی قراکول | واژه جو