واژه جو

قراچوری

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

قراچوری . [ ق َ ] (ترکی، اِ) قراچولی . شمشیر. ◄ (ص ) شمشیردار. ◄ شمشیرزن . (ناظم الاطباء). و به جای رای قرشت لام هم نوشته بودند که قراچولی باشد. (برهان ).

معنی قراچوری | واژه جو