واژه جو

قرامان

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

قرامان . [ ق َ ] (اِخ ) ابن نوره . نخستین کس از حکمرانان خاندان قرامانیان است که حوالی سال ٦٥٤ هَ .ق . به حکومت رسید و به سال ٦٧٨ وفات یافت . (معجم الانساب زامباور ج ٢ ص ٢٣٦). رجوع به قرامانیان شود.

معنی قرامان | واژه جو