قراسنقر
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
قراسنقر. [ ق َ س ُ ق ُ ] (ترکی، اِ مرکب ) نام مرغی است شکاری سیاه رنگ . (آنندراج ) (برهان ). نام مرغی شکاری و سیاه . (ناظم الاطباء). ◄ گاهی کنایه است از شب . (آنندراج ) (برهان ). شب . (ناظم الاطباء). ◄ غلامان ترک . (آنندراج ).
قراسنقر. [ ق َ س ُ ق ُ ] (اِخ ) سلطان سنجر پادشاه سلجوقی . (ناظم الاطباء) (برهان ).
قراسنقر. [ ق َ س ُ ق ُ ] (اِخ )حاکم دمشق بود. ملک ناصر سلطان مصر حکومت دمشق را به سنقر واگذاشت . (حبیب السیر چ خیام ج ٣ ص ٢٦١، ٢٦٢).