قرارداده
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
قرارداده . [ ق َ دَ / دِ ] (ن مف مرکب ) مسلم الثبوت . (آنندراج ). معین کرده . (ناظم الاطباء). ◄ ثابت گشته . مقررشده . برقرارگشته . (ناظم الاطباء). ◄ عهدبسته . پیمان بسته : با خویش اگر قرار قتلم بدهی معشوق قرارداده ای خواهی شد. محسن تأثیر (از آنندراج ).